در زد و فوراً وارد اتاق شد. بیمقدمه گفت: «میگذرد یا نمیگذرد؟» گفتم: «بستگی دارد.» گفت: «به چی؟» گفتم: «به اینکه فقط نهاد بخواهد یا به اجزای دیگری هم نیازمند باشد.» چشمانش برق زد و گفت: «از کجا فهمیدی منظور من، افعال گذرا و ناگذر است؟» گفتم: «وقتی یک دانشآموز، کتاب زبان فارسی (3) دستش است و از گذشتن و نگذشتن، حرف میزند، واضح است که منظورش چیست.»
گفت: «امروز میخواهم بود و نبودِ این موضوع را بدانم و برای همیشه یاد بگیرم.» گفتم: «عالی است! ما قبلاً هم گفتیم که در این جور تشخیصها فعل، تصمیمگیرندهی اصلی است. مثلاً اگر فعل «دوید» را بیاوریم، این فعل با وجود نهاد، مفهوم کاملی دارد. حتی نهاد جدای آن نیز قابل حذف است و جملهای که به وجود آمده دوجزئی است. پس فعل «دوید» ناگذر است؛ یعنی از محدودهی نهاد به محدودهی متمم، مفعول یا مسند گذر نمیکند.»
گفت: «پس با این حساب اگر فعل ما به یکی از این سه تا (متمم، مفعول و مسند) نیازمند باشد، گذرا به متمم یا مفعول یا مسند خواهد بود.»
گفتم: «درست است، البته با توجه به این نکته که فقط افعال گذرا به مفعول، مجهول میشوند.»
گفت: «فعلهای ناگذر چگونه گذرا میشوند؟» گفتم: «افعال از دو راه قابل گذرا شدن هستند:
الف) افزودن تکواژ گذراساز «ان» به بن مضارع افعال. مثلاً:
(مصدر) جنبیدن: (بن مضارع) جنب + تکواژ گذراساز «ان» = جنباندن
(مصدر) گشتن، گردیدن: (بن مضارع) گرد + تکواژ گذراساز «ان» = گرداندن